پيک ها رفته بالا...
ميگن مستي و راستي...
پس هر کي يه سلامتي بگه...
اون چيزي که ته دلشه، بي رياي بي ريا...
اينم از سلامتي من:
به سلامتي کسي که هيچ وقت نفهميد چقدر دوستش دارم


اینم یه حرف از قیصر : احترامت واجبه خان دایی


.اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم

نمیاد. کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد

تا من واسش یه خروار رو کنم .؟

این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی.

به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم.

کسی از مردن ما ناراحت می‌شه؟ نه ننه!

سه دفعه که آفتاب بیفته سر اون دیفال و سه دفعه هم که اذون مغربو بگن،

  همه یادشون می‌ره که ما چی بودیم و واس چی مردیم.

من بچه‌ام آره. من خیلی هم ب......چه‌ام.

 واسه این که هر کی تو گوشم بزنه، می‌زنم تو گوشش.

اما تو چی؟ دلت می‌خواد توگوشِت که بزنن بگی من پهلوونم! پهلوونم باس افتاده باشه!

تو گوشش که می‌زنن سرشو بندازه پایین و از زیر دیوار رد شه.

 شما اینو بهش می‌گین پهلوونی؟وقتی تاس آدم بد نِشست، بد نِشست.

اما من فرار نمی‌کنم. فرار آدمو کوچیک می‌کنه.

ولی من تا آخرشو می‌ رم قیصر (۱۳۴۸

کوتاه مینویسم دوستت دارم . . . .اما از دوست داشتنت کوتاه نمی آیم . . .

................

خدایا التماس میکنم !

همه دنیا ارزانی دیگران..

ولی...

انکه دنیای من است...

مال دیگران نباشد!


همیشه در حالی که...
یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!

یه عالمه اشک توی چشماته!

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...

باید بگی : خب دیگه... واسه همیشه خدافظ ...!


IRAN_____IRAN______________HAPPY NOROOZ_________________
_IRANIR__IRANI____________________________________________
_IRANIRANIRANI____________________________________________
_IRANIRANIRANIR___________________________________________
__IRANIRANIRANI_______________IRANIRANIRANIRA_____________
__IRANIRANIRANIRANI_________IRANIRANIRANIRANIR____________
__IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIR__________
___IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRA________
___IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRA________
__IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRNAIRA_________
_IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRAN_________
_IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRA__________
__IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIR__________
__IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIR__________
___IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANI__________
____IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRAN__________
_____IRRNIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRA__________
______IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANI_______
_____IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIR_______
______IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRAN________
______IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIR__________
__________IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIR__________
___________IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIR_________
___________IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRIRA______
_____________IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIIRA_____
______________IRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRANIRAN____
___________________RANIRANIRANIR____IRANIRANIRANIRANIRAN__
______________________IRANIRAN_______IRANIRANIRANIRAN_____
_____________________________________IRANIRANIRANIRAN_____

معلم...معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد:

 سارا ...

دخترك خودش رو جمع و جور كرد،

 سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید

و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟

معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد

، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره

شد و داد زد:

چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس

و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟!

فردا مادرت رو میاری مدرسه

 می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!

دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد...

 بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...

اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم

 كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه

برای خواهرم شیر خشك بخریم

 كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول

داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره

 كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و

توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...

و كاسه اشك چشمش روی گنه خالی شد . . .

Click to view full size

♥حکم دیگرباید♥

دم از بازی حکم میزنی!

دم از حکم دل میزنی!

پس به زبان قمار برایت میگویم!

قمار زندگی را به کسی باختم که "تک" "دل" را با "خشت" برید!

جریمه اش یک عمر "حسرت" شد!

باخت زیبایی بود!

یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!

یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم!

"دل" را باید "بــُـر" زد،

جایش "سنگ" ریخت که با "خشت"

"تک بـُـری" نکنند!








داستان واقعی حــــتما بــخـــونید !

پسره به دختری که تازه باهاش دوستشده بود میگه :
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره : مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟
پسره : بگو میخوام برم استخر...
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم موهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...
پسره و دوستاش یکی یکی...
این آخری که رفت حموم ، نه 1ساعت نه2 ساعت ، موند تو حموم...
دیدن این دیر
کرد ، رفتن حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته :
نامردا خواهرم بود...

::

(بيهوده متاز که مقصد خاک است)

::

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

توی این دنیـای نامرد یه دختر نابینایی بود که یه پسری رو دوست داشت

 اونا هم دیگرو خیــلی دوست داشتن تا حدی که دختره به  پسره  میگفت:

اگه من دو تا چشم داشتم  واسه همیشـــه پیشت میموندم...


یه روزی یه کسی پیدا شد که چشمــاشو داد به دختره

دختر وقتی پسر (یعنی عشقشو) دید

فهمید که اونم نابیناست!!

به پسره گفت دیگه دوستت نــدارم ... از پیشم بــرو !!

پسر وقتی داشت میرفت اشکــ تو چشمــاش حلقه زد  و  به دختر گفت

             "مواظب چشمــای من باش"

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد